از امام صادق علیه‌السلام سؤال شد که منظور از مرگ جاهلیت چیست؟ آن حضرت فرمود: «جاهلیت کفر و نفاق و گمراهی». 

مرحوم کلینی در توضیح روایت، چنین فرموده است: «اگر نشناختن امام از آن جهت باشد که او را منکر شود و در مقام مخالفت و ستیزه با او برآید، از لحاظ کفر با مردم جاهلیت شریک است و اگر نشناختن امام، از جهت دورویی و نفاق با امام باشد، از همان نظر با مردم جاهلیت شریک است. همچنین است ضلالت و گمراهی که از کفر و نفاق پایین تر است».[۱]  
با‌توجه به معنایی که برای«میته جاهلیه» شد، پی می‌بریم که مقصود از معرفت امام، شناخت شکل ظاهری او نیست؛ به‌عبارت دیگر شناختن با دیدن تفاوت دارد و چه بسیار مسایلی است که انسان نمی‌بیند ولی می‌شناسد؛ مانند ملائکه و سایر مجردات که قابل دیدن نیستند، ولی به‌وسیله دلایل عقلی و نقلی به آنها شناخت پیدا می‌کنیم. پس نباید گفته شود امامی که از دیده‌ها پنهان است، شناخت او ممکن نیست چه بسیار افرادی که ائمه اطهار علیهم السلام را با چشم خود دیدند و شکل ظاهری آنها را به‌خوبی رؤیت کردند، ولی کافر و گمراه بودند. از کلمات بعضی علما استفاده می‌شود که مقصود از معرفت، شناخت جایگاه و مقام الهی امام و اعتقاد به امامت و ولایت الهی اوست. 
علامه بهجت افندی‌ از علمای اهل سنت، درباره روایت فوق چنین می‌گوید: «از آنجا که حدیثی که می فرماید: هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مردن جاهلیت مرده است، مورد اتفاق همه علمای اسلام می‌باشد، کمتر مسلمانی پیدا می‌شود که معتقد به وجود امام منتظر نباشد و ما معتقدیم که مهدی صاحب‌الزمان در شهر سامرا متولد شده و وراثت نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و وصایت و امامت به او منتهی شده است و اقتضای حکمت الهی بر حفظ سلسله امامت تا قیامت تعلق گرفته است».[۲]  
بنابراین معنای«‌لم یعرف» عدم اعتقاد به امامت امام و نشناختن مقام و جایگاه الهی اوست؛ چنان‌که این مطلب از مراجعه به روایات کاملاً روشن می‌شود؛ به‌عنوان شاهد به روایتی در این زمینه اشاره می کنیم: 
از امام صادق علیه‌السلام نقل شده که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «هر کس فرزندم حضرت قائم را در زمان غیبتش انکار نماید، به مردن جاهلیت مرده است».[۳] 
حال چگونه بدانیم شخص امام کیست؟ برای چنین شناختی راه‌های گوناگونی وجود دارد که ما در اینجا به دو راه اساسی اشاره می‌کنیم:
۱. نص: نص یعنی تعیین و تصریح و اعلام پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله که مفادش خبردادن از جعل و نصب امام به امر الهی است. اعتبار و دلالت نص بر امامت، یک امر بسیار منطقی و عرفی و خردپسند است؛ چرا‌که حاکمیت، مخصوص خداست و صاحب اختیار حقیقی همه چیز، اوست.  
درباره امامت امام عصر، نام، کنیه، صفات و ویژگی‌های او روایات متواتری رسیده است. در کتاب شریف منتخب‌الاثر صدها حدیث در‌ این باره از کتب فریقین جمع‌آوری شده است در کتاب من هو المهدی، نام ۱۴۵ کتاب حدیث و تفسیر و کلام و عرفان و... از اهل سنت که احادیث مربوط به امام زمان را آورده‌اند ذکر شده است.[۴]  
۲. معجزه: یکی دیگر از راه‌های شناخت امام معجزه است. از امام صادق علیه‌السلام سؤال شد که به چه علتی خداوند متعال به پیغمبران و فرستادگانش و به شما معجزه عطا کرده؟ آن حضرت فرمود: «به این سبب که دلیل بر راست‌گویی کسی که آن را آورده باشد و معجزه علامتی است از برای خداوند که عطا نمی‌کند آن را مگر به انبیا و رسولان و حجت‌های خودش تا به‌وسیله آن راستی راست‌گو، از دروغ دروغ‌گو شناخته شود».[۵] 
بدیهی است که برای شناخت امری مثل معجزه راهی جز مشاهده عینی یا تواتر یا خبر افراد موثق و مورد اعتماد نیست. معجزات امام مهدی علیه‌السلام به صورتی باورآور و شناخت‌بخش نقل شده است.[۶] 

معرفی منابع برای مطالعه بیشتر
۱. معرفت امام عصر(عج)، محمد بنی‌هاشمی؛
۲. آیین انتظار، علی اکبر تلافی؛
۳. وظایف مؤمنین در عصر غیبت، سید علی حسینی مؤذن؛
۴. شناخت حضرت مهدی (عج) از دیدگاه قرآن و سنّت، مجموعه‌ای از گفتارها درباره حضرت مهدی(عج)، شماره ۱۱۴، مر‌جع مهدویت، مقاله آقای حسن سعید، ص ۱۰۳؛
۵. شمیم آشنایی، سید محمدهادی صدر الحفاظی.
پی‌نوشت‌ها
۱. اصول کافی، کلینی، ترجمه سید جواد مصطفوی، انتشارات مسجد چهارده معصوم، ج ۲، صص ۲۰۹ و۲۰۸، ج ۳.
۲. ابوطالب تجلیل.
۳. منتخب‌الاثر، لطف‌الله صافی گلپایگانی، ص ۶۲۵.
۴. همان، صص ۶۸-۶۲.
۵. علل الشرایع، شیخ صدوق، ج۱، ص ۱۲۲.
۶. برگرفته از کتاب سلسله مباحث امامت و مهدویت، حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی، ج ۸، ص ۹۰.